كــــــلـــاس اولــــــي هـــا

كلاس اولي جليليان,دانش آموز,نياز,ويژه,كلاس اول مشهد ناحيه دو,كلاس اول جليليان,نياز ويژه,دانش آموزان با نيازهاي ويژه,دبستان فكرت,اول جليليان فكرت,

  كلاس اولي جليليان

 ايام شهادت سيد الشهدا،ساقي لب تشنگان،حامي كودكان ، مانع بدعت در دين و ياران با وفايش تسليت باد.

كلاس اولي جليليان

 

 كلاس اولي

 

 كلاس اولي جليليان

 

 

 

 

جعبه ي دانلود

 

 كلاس اولي جليليان

 

براي دانلود روي تصوير زير كليك كنيد.

مايكت

 

 

لينك مستقيم فايل نصبي

سيستم مورد نياز:اندرويد 4 به بالا

براي دانلود روي عكس زير كليك كنيد.

 

كلاس اولي جليليان

 

 

 

كانال سروش كلاس اولي : sapp.ir/clas14


 كلاس اولي جليليان

 

 

 

 

 

كانال تلگرام كلاس اولي (غير فعال ):t.me/clas1


رمزينه RQ:

 

دانش آموز,نياز,ويژه,كلاس اول مشهد ناحيه دو,كلاس اول جليليان,نياز ويژه,دانش آموزان با نيازهاي ويژه,دبستان فكرت,اول جليليان فكرت,

 

 

دانش آموزان با نياز ويژه

زيگلر و هوداپ (1987) اعتقاد داشتند كه از اوخر دهي 1960 بهضت عادي سازي پايه گذاري شد.اين مفهوم زير بناي اصلي رشد خدمات انساني و اجتماعي براي دانش آموزان با نيازهاي نيازهاي ويژه بود.همچنين بنك ميكلسن1969(به نقل از به پروژه1391 ) و ولفنزبرگر1980 از جمله طرفداران عادي سازي بودند كه باور داشتن نگهداري و اموزش افراد استثنايي در مراكز بزرگ و جداگانه اقدامي غير انساني است و اين مراكز قادتر نستند به نيازهاي اساسي انان توجه كنند. در اين رويكرد متخصصان به دنبال الگويي بودند كه به وسيله ان دانش اموزان با نيازهاي ويژه بخشي از ساعات مدرسه را در بين دانش اموزان عادي بگذرانند و در صورت لزوم از اموزش ويژه بهره مند شوند.
هدف نهضت عادي سازي اين بود كه دانش اموزان با نيازهاي ويژه هم از برنامه آموزش انفرادي در اموزش ويژه و هم از اموزش و پرورش عادي بهره مند شوند ولي در عمل نه تنها اين هدف محقق نشد بلكه دانش آموزان با رها شدگي 14 مواجه شدند به طوري كه آموزش آن ها مانند آموزش عادي بود و از خدمات ويژه و آموزش انفرادي بي نصيب ماندند تا اين كه به دنبال تصويب قانون عمومي 142-94 در آمريكا موضوع محيط با مكترين محدوديت مطرح شد( هاردمن و همكاران 2001 ترجمه عليزاده و همكاران1388) .
محيط با كمترين محدوديت    
قانون محيط با كمترين محدوديت در سال 1975 تصويب شد كه هدف آن قرار دادن دانش آموزان با نيازهاي ويژه در كنار همسالن عادي آن ها با حداكثر مناسب سازي محيط آموزشي است.محيط با كمترين محدوديت پيوستاري از آموزش در مدارس عادي تا مداري ويژه و شبانه روزي را دربرميگرد.طبق اين قانون دانش آموز بر اساس توانمندي هاي خود دريوستار جايابي آموزشي 15قرار ميگرد.در پيوستار جايابي براي دانش آموزان با نيازهاي ويژه گزينه هاي خدمات آموزشي در شش سطح مطرح ميشود:
-    اولين و بالاترين سطح حضور در كلاس عادي است كه با كمترين محدوديت در محيط يادگيري همراه است و بيشترين تعداد دانش آموزان در آن جاي ميگيرند.
-    در سطح دوم دانش آموزان در كلاس عادي حضور يافته و به معلم سيار16نياز دارند.
-    در سطح سوم دانش آموزان بيشتر وقت خود را در كلاس هاي عادي گذرانده و براي دريافت آموزش ويژه و خدمات تخصصي به اتاق مرجع 17 هدايت ميشوند.
-    در سطح چهارم به دانش آموزان در كلاس ويژه ولي در مدرسه عادي خدمات آموزشي ارائه ميشود.
-    درسطح پنجم دانش آموزان با نيازهاي ويژه يا استثنايي آموزش مي بينند.
-    سطح ششم مربوط به جايابي دانش آموزان در مراكز شبانه روزي است كه بيشترين محدوديت در محيط يادگيري وجود دارد.(ورتز و همكاران2006 ترجمه شريفي درامدي و همكاران1390)
با وجود اينكه محيط با كمترين محدوديت تاكيد بر تحصيل دانش آموزان با نيازهاي ويژه در كنار همسالان عادي داشت اما مورد انتقاد قرار گرفت زيرا مفهوم پيوستار جايابي بيانگر اين است كه دانش آموزان با نيازهاي ويژه بايد به سمت خدمات آموزشي بروند در صورتي كه از اواسط دهه ي 1980هدف اين بود كه خدمات براي دانش آموزان آورده شود نه اينكه آنها به سمت خدمات آموزشي بروند. در حاليكه محيط با كمترين محدوديت در ايالات متحده آمريكا مطرح شده بود كشورهاي ديگر از جمله ايتاليا در انديشه يكپارچه سازي آموزشي بودند.(عاشوري و جليل آبكنار1392)
يكپارچه سازي آموزشي
گرايش به اجراي برنامه هاي يكپارچه سازي آموزشي از سال 1970 دز كشورهاي اسكانديناوي مورد حمايت قرار گرفت. در ايتاليا بر اساس قانون يكپارچه سازي آموزشي دانش آموزان با نيازهاي ويژه در كلاس عادي اجباري شد.همچنين در آمريكا فرانسه بريتانيا و آلمان نيز در جهت يكپارچه سازي آموزشي گام هاي بزرگي برداشته بود (هاردمن و همكاران2001 ترجمه عليزاده و همكاران1388) اصطلاح يكپارچي سازي آموزشي براي توصيف دانش آموزان با ناتواني در يك نظام آموزشي به كار ميرود كه تمركز بر دانش آموز است و به نظر ميرسد كه دانش آموز مشكل دارد و بايد براي ورود به آموزش عادي آماده شود.در ان رويكرد بر نظام آموزشي و مهارت هاي معلم تاكيد نمي شود و تغييري در وضعيت موجود نظام آموزشي ايجاد نمي گردد(استابس2008). يكپارچه سازي گذري است كه از محيط با كمترين محدوديت شروع و به آموزش فراگير ختم مي شود.
آموزش فراگير
سياست آموزش فراگير يا فراگيرسازي آموزش به يك معنا بازگشت به مفهوم اصلي آموزش اجباري براي همه 18 است(لورمن و همكاران2005 به پروژه و حسين خانزاده1391).اصطلاح آموزش فراگير و فراگيرسازي آثار گسترده از راهبردها فعاليت ها و فراينهايي اشاره دارد كه در جست و جوي واقعي حقوق همگاني در آموزش با كيفيت مناسب و مرتبط است.در رويكرد آموزش فراگير اعتقاد بر اين است كه يادگيري از بدو تولد شروع ميشود و در سراسر زندگي ادامه دارد و يادگيري در خانه مدرسه محله و موقعيت هاي رسمي و غير رسمي را دربرميگرد.(استابس2008)
آموزش فراگير يك فرايند است نه يك پديده.به اين معنا كه از اثر متقابل عوامل مختلف به نتيجه اي منجر ميشود كه به نوبه ي خود با درنظر گرفتن نيازهاي مخاطبان و شرايط موجود تغيير ميپذيرد و اين تغيير عوامل موجود را تحت تاثير قرار ميدهد. آموزش فراگير تبعيت از الگويي از پيش تعيين شده نيست بلكهخود را با نيازهاي مخاطبانش سازگار ميكند. آموزش فراگير فقط شامل آموزش و پرورش ويژه و افراد داراي ناتواني نيست بلكه به عنوان راه حلي براي مشكلات فعلي نظام آموزش و پرورش عادي قلمداد و گروه هاي زيادي از افراد جامعه را شامل ميشود.آموزش فراگير تحولي اساسي در تغيير نظام آموزشي محسوب ميشود. مفهوم حمايت از آموزش فراگير بر تحصيل در نزديك ترين مدرسه يعني مدرسه اي كه اگر دانش آموز موردنظر ناتواني نداشت مي توانست در آنجا آموزش ببيند تمركز دارد.طبق اين مفهوم دانش آموزان با نيازهاي ويژه عضو گروه همسالان خود هستند.( به (در حقيقت آموزش فراگير عبارت است از تلفيق كامل دانش آموزان با توانايي هاي گوناگ.ن در همه ي جنبه هاي تحصيلي يي كه ديگر دانش آموزان قادربه دسترسي و لذت بردن از آن هستد.آموزش فراگير شامل مهمه ي مدارس وكلاس هاي درس عادي ميشود كه به طور واقعي به منظور برآوردن نيازهاي همه ي دانش آموزان تغيير پيدا كرده و انطباق مي يابد تفاوت ها را مقدس شمرده و ارزش گذاري مي كند.در اين رويكرد دانش آموزان با توانايي هاي گوناگون در صورت نياز  كم كهاي تخصصي يا آموزش ويژه بيرون از كلاس درس را فقط به عنوان يكي از راه هاي متعدد در دسترس و مورد نياز دريافت مي كنند.( لورمن و همكاران 2005 ترجمه به پروژه و حسين خانزاده1391 عاشوري و جليل آبكنار1392)
در آموزش فراگير هر نوع تفاوت بر اساس سن جنس قوميت زبان وضعيت سلامت وضعيت اقتصادي مذهب ناتواني و سبك زندگي پذيرفته شده و مورد احترتم قرار ميگيرد.آموزش فراگير بخشي از راهبردهاي گسترده ي ارتقاي تحول نظام آموزشي است كه هدف آن ايجاد دنيايي با آرامش و تحمل استفاده مناسب از منابع و عدالت اجتماعي در جهت تامين نيازهاي اساسي و حقوق همگاني است.آموزش فراگير نوعي تغيير در نظام آموزشي براي انطباق با دانش آموز است نه اينكه تغيير در دانش آموز ايجاد كند تا با نظام آموزشي انطباق يابد. در نظام آموزشي فراگير مشكلاتند كه كنار گذاشته شده يا برطرف ميشوند نه اينكه دانش آموز كنار گذاشته شود.( استابس2008))جدول1)

جدول1-مقايسه آموزش عادي,ويژه,يكپارچه و فراگيردر يك نگاه (استابي2008)  
آموزش عادي 
به مثابه قطعات چوبي براي حفره هاي چهارگوش
دانش آموزان عادي
معلمان عادي
مدارس عادي    آموزش يكپارچه
تغيير در كودك تا متناسب با سيستم آموزشي عمل كند
نظام آموزشي به همان وضعيت قبلي باقي مي ماند
بايد دانش آموز انطباق يابد يا اخراج شود
آموزش ويژه
به مثابه قطعات چوبي گرد براي حفره هاي گرد
دانش آموزان با نيازهاي ويژه
معلمان ويژه
مدارس ويژه آموزش فراگير
نظام آموزشي انعطاف پذير
همه دانش آموزان ميتوانند يادبگيرند
تغيير در نظام آموزشي به منظور متناسب سازي با كودك و ارزش گذاري به تفاوت هاست 

تاريخچه برنامه هاي آموزش فراگير در ايران
طرح آموزش و پرورش فراگيردر ايران در سال1385 به تصويب شوراي عالي آموزش و پرورش رسيد.بر اساس اين مصوبه مسئوليت ارزشيابي طرح آزمايشي برعهده ي پژوهشگاه مطالعات آموز و پرورش گذاشته شد.طرح آموزش فراگير از آغاز سال تحصيلي ۱۳۸۶-۸۷ در هفت استان كشور (تهران خوزستان فارس كردستان مازندران هرمزگان و همدان)براي مدت سه سال آغاز ودر سال بعد در سراسر كشور توسعه يافت و با اسقبال قابل توجه روبه رو شد.به منظور كيفي سازي روند اجراي طرح مذكور دو شيوه نامه اجرايي و بخشنامه هاي لازم جهت اجراي هماهنگ و قانونمند طرح در استان ها تهيه شد  كميته برنامه ريزي در سطح حوزه ستادي تشكيل گرديد و همايش هاي يك روزه جهت توجيه مسئولان آموزش و پرورش برگزار شد. در اين زمينه كتاب هايي تاليف شد مدرسه بجهت برگزاري دوره ي اموزش فراگير توجيه شدند و دوره هاي اموزش ضمن خدمت طراحي و اجرا گرديد.از ديگر اقدامات انجام شده در سال هاي اخير ميتوان به تشكيل كميته اجرايي در سطح استان و منطفه ارزيابي تشخيصي اوليه و تخصصي و شناسايي دانش اموزان با نيازهاي ويژه تخصيص معلم مرجع( رابط) جهت پشتيباني تخصصي از دانش اموزان و خانواده هاي آنان و معلمان ,تدارك تجهيزات توانبخشي, مناسب سازي فضاي آموزشي تشكيل كلاس هاي جبراني, تامين و ارائه خدمات مشاوره اي و توان بخشي , برگزاري جلسات حساس سازي دانش آموزان عادي , طراحي و برگزاري مسابقات و اردوهاي علمي و فرهنگي به منظور ايجاد روابط دوستي و تعامل متقابل بين دانش آموزان با نيازهاي ويژه و عادي و نظارت بر فعاليت مدارس اشاره كرد.(سعيدي ۱۳۹۰ و ضيايي ۱۳۹۰)
ارزش ها و باورهاي بنيادي در نظام آموزش فراگير
در نظام آموزش فراگير اوليا و مربيان به ارزش ها و باورهاي زير اعتقاد دارند:
*باور دارند كه هركس حق آموزش دارد.
*باور دارند كه هركس ميتواند ياد بگيرد.
*باور دارند كه هركس ميتواند در برخي از حوزه ها يا در زمان هاي خاص مشكلاتي در يادگيري داشته باشد.
*باور دارند كه هركس براي يادگيري نياز به حمايت دارد.
*باور دارند كه مسئوليت اوليه تسهيل يادگيري با مدرسه, معلم, خانواده و محله است نه فقط با دانش آموز.
*به تفاوت اهميت ميدهند و بر اين باورند كه تفاوت ها امري هنجاري هستند و جامعه را تقويت ميكند.
رفتارها و نگرش هاي تبعيض آميز نادرست هستند و ما بايد به جامعه تحمل گرا كه تنوع را مي پذيرد احترام بگذاريم.
نبايد معلم تنها گذاشته شود معلم نياز به حمايت جاري و همه جانبه دارد.
آموزش بايد از بدو تولد در خانه شروع شود آموزش در دوران اوليه كودكي اهميت بسيار دارد و آموزش نبايد در بزرگسالي متوقف شود بلكه بايد در همه دوران زندگي (گستره حيات) ادامه يابد. (استابس ۲۰۰۸) 
مزاياي آموزش فراگير
1-وجود الگوي مناسب رشدي بري دانش آموزان با نيازهاي ويژه
2-امكان مقايسه عملكرد دانش آموزان با ناتواني با الگوي رشدي مناسب و جهت گيري به سوي ارتقاي مهارت هاي متفاوت آنان از سوي معلم.
3-امكان بهره گيري از توان هاي بالقوه همسالان عادي براي آموزش و ارتقاي مهارت ها در دانش آموزان با ناتواني.
4-زمينه سازي پذيرش بهتر دانش آموزان با ناتواني در متن جامعه با تغيير نگرش و فرهنگ سازي در محيط مدرسه كه در آينده به ايجاد جامعه فراگير منتهي ميشود.
5-توسعه و ارتقاي مهارت هاي معلمان و انعطاف پذيري عملكرد آنان در جهت تلاش به منظور رفع نيازهاي ويژه ناشي از تفاوت هاي همه دانش آموزان (كاوال و فورنس ۲۰۰۰)
چالش ها و موانع آموزش فراگير
1-نارسايي در شيوه هاي تدريس:واضح است كه شيوه هاي تدريسو برنامه هاي رايج به شدت نارسا به نظر ميرسند.براي درك موضوع كافي است نگاهي بيندازيم به نيازهاي كودكان و نوجوانان آسيب پذير كه مستعد انزوا و طردشدگي اند .(ميچل ۲۰۱۴) معلمان دانش و مهارت مورد نياز براي آموزش دانش آموزان با دامنه اي گسترده از نيازهاي خاص را ندارند. (استابس ۲۰۱۸) (جدول ۲)

جدول2-تحليل موانع فرصت ها و چالش ها در آموزش فراگير 
عوامل كليدي در آموزش فراگير    فرصت هايي براي توسعه ي آموزش فراگير    چالش ها و موانع در توسعه ي آموزش فراگير
1-اعتقاد به ارزش ها,باورها
رعايت اصول بنيادي
توجه به نشانگرهاي موفقيت    ابتكار در بهسازي مدارس
رعايت حقوق انساني
حضور الگوهاي خوب    سياست هاي ضعيف يا ناكارامد
نظام آموزشي سختگير
حضور مدارس ويژه و الگوهاي فردي متعصب
2-اجرا در بافت ها و فرهنگ هاي محلي
موقعيت عملي
منابع و مسائل فرهنگي
    ابتكار مبتني بر محله
پيشگامي در برنامه هاي غير رسمي
فرهنگ هايي با تمركز بر يكپارچگي قوي    اعمال رويكردهاي غالب
ناهماهنگي در منابع
منابع منظم در نظام هاي مجزا

3-بازبيني مشاركتي مداوم
چه كسي
چگونه
چه چيزي 
چه موقع    فعاليت هاي گروه هاي افرادبا ناتواني ها,گروه هاي زنان و والدين
شركت كردن از دوران كودكي
ابزارهاي خلاق و مشاركتي    نوسان در اجراي آموزش فراگير
سازماندهي فرهگي ضعيف در جامعه
ضعف در كاركنان متعهد

2-مشكل تامين و سازماندهي آموزش :دانش آموزاني كه سابقه رويارويي با مانع آموزشي را داشته اند در بيشتر مواقع فرصت ادامه تحصيل تا دوره ي دبيرستان را از دست ميدهند.تمهيداتي كه به منظور ادامه حمايت هاي لازم بعد از اتمام دوره ابتدايي در نظر گرفته شده به هيچ عنوان درخور نيازهاي موجود آنان نيست.
3-عوامل اجتماعي-اقتصادي:بديهي ترين موقعيت هاي شكست در نظام آموزشي و وجود نابرابري ها و كمبودها در نظام آموزشي در مناطقي مشاهده ميشود كه داراي پايين ترين سطح تامين خدمات اوليه هستند.(ميچل2008) هنوز بحث و سردرگمي بر سر اين است كه بودجه مربوط به دانش آموزان با نيازهاي ويژه توسط تسهيل گران آموزش ويژه تامين شود يا آموزش عادي؟ با توجه به اينكه دانش آموزان با نيازهاي ويژه هزينه هاي بسيار دارند پيشنها ميشود هزينه ها با كمك تسهيل گران از طريق آموزش عادي فراهم شود.
4-نگرش ها:نگرش هاي منفي در برابر تفاوت ها از يك سو و تعصب ها در جامعه از سوي ديگر به شكل موانعي بر سر راه پيشرفت آموزش فراگير عمل ميكنند.يكي از عناصر مهم در آموزش فراگير معلم ها و نوع نگرش آنه به آموزش فراگير است.وجود نگرش هاي مثبت براي اجراي موفقيت آميز برنامه هاي فراگير از ضروريات اصلي براي ايجاد تعهد در كارگزاران و دست اندركاران مربوط جهت به فعل رساندن تلفيق كامل و نيز سوق دادن هرچه بيشتر و كامل تر دانش آموزان با ناتواني به سوي مدارس عادي است. (به پروژه1992)
5-برنامه هاي درسي:آشكار است كه برنامه هاي آموزشي نتوانسته اند به نيازهاي گروه وسيعي از دانش آموزان با ناتواني پاسخ دهند.اكثر قريب به اتفاق مراكز آموزشي فضاي كافي براي بسياري از دانش آموزان را ندارند به ويژه دانش آموزاني كه داراي ناتواني هاي جسمي اند بيش از بقيه از اين محدوديت امكانات رنج ميبرند. (ميچل2014) آموزش فراگير برنامه اي مناسب براي تحول شناختي و رفتاري بسياري از دانش آموزان را ندارد (وارناك و همكاران2010).دانش آموزان با نيازهاي ويژه به برنامه اي متناسب با توانمندي هايشان نياز دارند و نبايد درصدد ان باشيم كه اين دانش آموزان را با برنامه ملي كه براي دانش آموزان عادي طراحي شده است منطبق سازيم.
6-توسعه ي نا مناسب و از هم گسيختگي منابع انساني:نياز به اجراي كارآموزي هاي كاركنان در همه ي رده ها به طور مناسب براورده نميشود.كمبود يا نبود دوره هاي كارآموزي و ظرفيت هاي ناچيز فرصت هاي آموزشي براي كليه افراد متعلق به مراكز خدماتي جامعه و به ويژه مراقبان و والدين مشهود است.
توصيه هايي براي طراحي برنامه هاي آموزش فراگير
1-همه ي دانش آموزان بايد به پيوستاري از انواع جايابي هاشتيباني هاو خدمات دسترسي داشته باشند با اين فرض اساسي كه نخستين فرصت جايابي براي هر دانش آموز آموزش و پرورش عادي است.
2-همه ي تصميم گيري هاي مربوط به جايابي بايد براساس برنامه ي آموزش انفرادي طراحي شده  بر نيازهاي دانش آموزان و تمهيد معقول خدمات تاكيد داشته باشد.
3-پيش از آنكه هر برنامه جديدي طراحي شود اعضاي گروه برنامه ريزي بايد در مورد فلسفه ي آموزش و پرورش به توافق رسيده باشند.معلمان و اوليا بايد به نحوي در فرايند تصميم گيري طراحي و ارزشيابي فرد فرد دانش آموزان و برنامه هاي وسيع اجرايي مشاركت داشته باشند.
4-ارتقاي آموزش و پرورش كاركنان به عنوان بخشي از برنامه ي روزانه ي معلمان و متخصصان پشتيباني در نظر گرفته شود.
5-فعاليت عميقي در جهت وحدت بخشي به نظام هاي آموزش و پرورش ويژه و عادي صورت گيرد.
6-اطمينان از اينكه براي براورده ساختن نيازهاي اجتماعي هيجاني و شناختي تمامي دانش آموزان به استخدام معلمان به تعداد كافي نياز است.زيرا در اجراي برنامه هاي فراگيرسازي كاهش تعداد دانش آموزان در هر كلاس و افزايش عده ي معلمان در كلاس درس ضروري است.
7-فرايندهاي جذب بايد به طريقي طراحي شوند كه به معلمان اجازه دهند برنامه هاي آموزش انفرادي و جايابي را كه براي هر دانش آموز طراحي شده است به چالش بكشند.
8-والدين و دانش آموزان را به عنوان همكار در فرايند تصميم گيري و طراحي برنامه ي آموزش انفرادي مشاركت دهيد.
9-در هنگام طراحي برنامه ها رويكردهاي ياددهي يا يادگيري چندگانه مانند:دريس توسط همسالان,آموزش به روش همكاري,يادگيري مشاركتي,مطالعه ي گروهي,آموزش موازي و مانند آن را در نظر داشته باشيد. (كاوال و فورنس2000)


جليليان ۱۳۹۷

ادامــــه مطلــــب
| ۱۴ شهريور ۱۳۹۶ | ۰۱:۰۱:۵۲ | جليليان
دانش آموز، نياز، ويژه، كلاس اول مشهد ناحيه دو، كلاس اول جليليان، نياز ويژه، دانش آموزان با نيازهاي ويژه، دبستان فكرت، اول جليليان فكرت، ،


آخرین مطالب ارسالی

كلاس اولي جليليان,دانش آموز,نياز,ويژه,كلاس اول مشهد ناحيه دو,كلاس اول جليليان,نياز ويژه,دانش آموزان با نيازهاي ويژه,دبستان فكرت,اول جليليان فكرت, جدید

گالری

درباره ما

جستجوگر



اوقات شرعی

ابزار حدیث

رمزینه بارکد

آمار

یا صاحب الزمان